چهارشنبه ۳ آذر ۱۳۹۵ ساعت ۱۵:۰۹
یادداشت اختصاصی خراسان تایم - میثم محمدی

استکبارستیزی، علت جاودانگی قیام امام حسین (ع)

در این نهضت حسینی عرصه‏ مبارزه‏ای وجود دارد که غیر از جنبه‏ اجتماعی و سیاسی و حرکت انقلابی و مبارزه‏ علنیِ حق و باطل است و آن، نفس و باطن انسان‏هاست
استکبارستیزی، علت جاودانگی قیام امام حسین (ع)
 
ریشه لغوی واژه استکبار از کبر آمده که در اصطلاح عامیانه معنای سلطه جویی، استعمار و استثمار را در اذهان متبادر می سازد. در همه ادیان آسمانی به خصوص دین مبین اسلام، سلطه جویی و ظلم بر دیگران امری مذموم و ناشایست بوده و کتب آسمانی همواره پیروان خود را از ظلم و ستم به دیگران و حتی همراهی با ظالمان نهی می نمایند. همانطور که در قرآن کریم آمده است: (و به کسانی که ستم کرده اند متمایل مشوید که آتش دوزخ به شما می رسد و در برابر خدا برای شما دوستانی نخواهد بود و سرانجام یاری نخواهید شد(سوره هود، آیه113)). ورای مقوله عدم ظلم نسبت به دیگران، مقوله ظلم پذیری و سرفرود آوردن در مقابل مستکبرین یکی دیگر از مبانی اصولی دین اسلام و کتب آسمانی بوده که تحت لوای عدالت و عدالت خواهی تعبیر و تفسیر می گردد.

طبیعتا اگر ملت های جهان در برابر هرگونه ظلم تسلیم گردند، دیگر خوی عدالت طلبی و دادخواهی در جهان برچیده شده و ظلم و ستم مستکبرین افزون می گردد. همانطور که خداوند متعال در قرآن، ظلم به دیگران را مورد نکوهش و عذاب الهی دانسته، بلکه مسلمانان را به عدالت خواهی و مبارزه در برابر مستکبرین فراخوانده است. در راستای عدم ظلم پذیری در جامعه جهانی، خداوند متعال در سوره مائده از قرآن کریم می فرماید: (ای کسانی که ایمان آورده اید، برای خدا به دادگری برخیزید و به عدالت شهادت دهید، و البته نباید دشمنی گروهی شما را بر آن دارد که عدالت نکنید. عدالت کنید که آن به تقوا نزدیکتر است، و از خدا پروا دارید که خدا به آنچه انجام می دهید آگاه است).

تفاوت میان مظلوم و مظلم
مظلوم فرد یا گروهی است که بدان ظلم شده، ولی مظلم خود پذیرای ظلم بوده و بدان تن داده و هیچ گونه اعتراض و یا مقاومتی دربرابر ظلم صورت نداده است. عملکرد و واکنش مظلم باعث شده تا مستکبرین و ظالمین عالم جری تر شده و اقدامات ظالمانه خود را صریح تر به اجرا برساند. بنابراین آنچه در میان آیات و روایات بدان تاکید شده عدم تظلم پذیری مسلمانان و آحاد ملت جهان در برابر ظالمین بوده که چنین امری خود به صورت غیرمستقیم موجب گسترش ظلم در عالم هستی می گردد و فرد مظلم در راستای این گستردگی ظلم نقش موثری داشته است.

قیام امام حسین (ع) و اهداف استکبار ستیزانه آن حضرت
به طور قاطع می توان گفت مهمترین و موثرترین ویژگی نهضت حسینی، دفاع از حق و مبارزه با مستکبرین زمانه خویش بوده است. امام حسین (ع) از زمانی که قصد پیمودن مسیر کربلا را همراه با یاران و خاندان خود داشتند تا هنگامی که به دست شمرملعون به شهادت رسیدند همواره به هدف اصلی خود از این قیام و پیمودن این مسیر اشاره می کردند.

آن حضرت در مسیر کربلا طی خطبه ای، عزم خود برای این قیام را اینگونه معرفی می نمایند: "ای مردم! رسول خدا (ص) فرمود: هرکس (مسلمانی) سلطان ستمگری را ببیند که حرام خدا را حلال شمرده و عهد خدا را می شکند، خلاف سنت رسول خدا رفتار می کند و در میان بندگان خدا به گناه و ستم عمل می کند، ولی او (شخص مسلمان) سکوت اختیار کند و با عمل و گفتار او (سلطان ستمگر) را سرزنش نکند و در مقام انکار و عیب گویی برنیاید، بر خداوند است که او (آن مسلمان) را به کیفر و سزای همان ستمگر محکوم کند. آگاه باشید که این طائفه ستمگر و حکام ستمگر بنی امیه، پیوسته از شیطان پیروی نموده و طاعت او را بر خود لازم دانستند و اطاعت خدای رحمان را ترک گفتند و زشتی و فساد را ظاهر نمودند و حدود خدا را تعطیل کردند و غنائمی که متعلق به همه مسلمین است ، اختصاص به خود دادند و حرام خدا را حلال شمردند و حلال خدا را حرام شمردند. و من از دیگران سزاوارترم (به جلوگیری از این امور)، تا به احکام قرآن و سنت رسول الله عمل شود."

حادثه کربلا و اتفاقات پس از آن بی شک یکی از عظیم ترین حماسه های تاریخ تشیع و حتی تاریخ جهان است که هر وجدان خفته ای در دنیا را بیدار می سازد و می تواند الگویی برای همه مظلومانی باشد که ظلم ستمگران و مستکبران را بر نمی تابند تا در راه مبارزه با آن ها عزم شان را جزم کرده و قدم بردارند. حال به منظور درک بهتر از قیام حسینی در واقعه عاشورا به مولفه های متمایز و منحصر به فرد این قیام به اختصار می پردازیم:
الف) برتری اراده الهی در برابر ابزارها و کثرت ها: آنچه در اولین لحظه برای هرکسی پس از شنیدن واقعه عاشورا تجسم  می یابد، حضور عده قلیلی (72نفر) از یاران امام حسین(ع) در برابر سپاه تا دندان مسلح عمربن سعد بوده که تصور چنین امری طبیعتا ترس را در دل هر شنونده و مخاطبی ایجاد می نماید. ولی آنچه در کربلا رخ داده فراتر از ترس از شکست میان یاران حسینی بوده، آنان با اراده راستین الهی توجهی به کثرت و یا تجهیزات سپاه دشمن و نمایندگان مستکبرین زمانه خویش نداشته و به جنگ با ظالمین پرداختند.

طبق روایات در حدود 88 نفر از سپاه عمربن سعد به درک واصل شده و بسیاری نیز مجروح گردیدند. همین آمار به خوبی نشان می دهد که یاران حسینی با تمام وجود برای دفاع از حق و مبارزه از ظالم قدم برداشته اند و عده کثیری از دشمنان را به درک واصل کرده اند حتی بیشتر از آمار کل سپاه امام حسین(ع). آنچه پس از واقعه کربلا برای جهانیان به نمایش در آمده پیروزی جاودانه حق علیه باطل بوده، تاریخ  روایت کننده این جانفشانی حق طلبان در برابر مستکبرین است و پس از سال ها همه ملت ها و دولت ها با استعانت و الگوپذیری از این شیوه حسینی در برابر ظالمین زمانه خویش قدم بر می دارند.

در اوایل هزاره سوم و در زمانی که دنیای اومانیستی با محاسبات مادی هر نوع پیروزی و شکستی را مستلزم ابزارها و قدرت ها دانسته، مردم عدالت خواه و حق پذیر دنیا با الگو پذیری از شیوه حسینی و حماسه عظیم امام حسین (ع) و یارانش در برابر ظالمین زمانه، حتی با قدرت های باورنکردنی به مبارزه می پردازند. یکی از نمونه های بارز الگو پذیری از قیام امام حسین(ع) می توان به قیام مردمی ایران در سال 57 اشاره نمود به نحوی که معمار کبیر انقلاب اسلامی، امام خمینی(ره) پیرامون حرکت مردمی سالهای 57 و پیروزی انقلاب اسلامی اینگونه بیان می دارندکه: "روزهایی که بر ما گذشت عاشورای مکرر بود و میدان ها و خیابان ها و کوی و برزن هایی که خون فرزندان اسلام در آن ریخت کربلای مکرر،کربلای ما کاخ سلطنت شیطانی را فرو ریخت، ما با خدای خویش عهد نموده ­ایم که دنباله روی امام خود سیدالشهداء (ع) باشیم".

ب) تکلیف مداری: طبیعتا وقتی یاران حضرت اباعبدالله الحسین (ع) به قلت تعداد خود و تجهیزات شان نسبت به سپاه دشمن نگاه می کردند، شکست ظاهری و مادی را در جنگ پیش رو قابل پیش بینی می دانستند. گرچه خود حضرت نیز در شب قبل از واقعه عاشورا نسبت به رخدادهای فردای آن شب یاران خود را مطلع ساخته بود. ولی آنچه به خوبی در میان یاران حضرت مشخص بوده عدم عقب نشینی از آرمان های حق طلبانه و استکبار ستیزانه می باشد. وقتی نگاه به مقوله مبارزه با ظلم و ظالم از نگاه دنیوی و سطحی به نگاهی آرمانی و  تکلیف مدارانه مبدل گردد، هر انسان آزاده ای برای انجام تکلیف اصلی خود که همانا مبارزه با مستکبرین زمانه خویش بدون در نظر گرفتن نتایج احتمالی بوده، تا آخرین قطره خون قدم بر می دارد.

در همین راستا مقام معظم رهبری پیرامون تکلیف مداری و ماندگاری تکلیف مداران می فرمایند:"در این نهضت حسینی عرصه‏ مبارزه‏ای وجود دارد که غیر از جنبه‏ اجتماعی و سیاسی و حرکت انقلابی و مبارزه‏ علنیِ حق و باطل است و آن، نفس و باطن انسان‏هاست. آنجایی که ضعف ها، طمع ها، حقارت ها، شهوت ها و هواهای نفسانی در وجود انسان، او را از برداشتن گام های بلند بازمی‏دارد، یک صحنه‏ جنگ است؛ آن هم جنگی بسیار دشوارتر. آنجایی که مردان و زنان مؤمن و فداکار پشت سر حسین بن علی علیه‏السّلام راه می‏افتند؛ دنیا و ما فیها، لذّت ها و زیبایی های دنیا، در مقابلِ احساس وظیفه از چشم آن ها می‏افتد؛ انسان‏هایی که معنویتِ‏ مجسّم و متبلور در باطن شان، بر جنود شیطانی- همان جنود عقل و جنود جهلی که در روایات ما هست- غلبه پیدا کرد و به عنوان یک عده انسان نمونه، والا و بزرگ، در تاریخ ماندگار شدند."
باتوجه به موارد مذکور به خوبی روشن می گردد که حرکت عظیم حسینی که تبلور آن را در انقلاب های آزادی خواهانه در میان آحاد مردم جهان به ویژه مسلمانان مشاهده می شود، حماسه ای عظیم و جاودانه در تاریخ بشریت می باشد.

شعاری که امروزه بر لبان هر انسان آزاده و مسلمانی جاری گردیده لبیک یا حسین و یا هیهات من الذله است که نماد اصلی استکبار ستیزی در دنیای امروزی است و ان شاء ا... تا نابودی تمام مستکبرین عالم و ظهور حضرت قائم(عج) ادامه خواهد داشت.
Share/Save/Bookmark
کد مطلب:۱۸۰۴
کلمات کليدی: استکبار ، ضعف ، جان ، دشمن ، تکلیف مداری